Expiratory

ɪkˈspaɪrətɔːri ɪkˈspɪrətri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective
پزشکی زیست‌شناسی بازدمی، زفیری (وابسته به خارج شدن هوا از ریه) link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- During the exam, the nurse assessed the patient's expiratory sounds.
- در طول معاینه، پرستار صداهای بازدمی بیمار را ارزیابی کرد.
- The expiratory reserve volume is an important parameter in pulmonary function tests.
- حجم ذخیره‌ی بازدمی پارامتری مهم در آزمایش‌های عملکرد ریوی است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد expiratory

  1. adjective relating to the exhalation of air from the lungs

ارجاع به لغت expiratory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «expiratory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/expiratory

لغات نزدیک expiratory

پیشنهاد بهبود معانی