گذشتهی ساده:
fiddled withشکل سوم:
fiddled withسومشخص مفرد:
fiddles withوجه وصفی حال:
fiddling withهمچنین میتوان از fiddle around with بهجای fiddle with استفاده کرد.
در انگلیسی بریتانیایی میتوان بهجای fiddle with یا fiddle around with از fiddle about with استفاده کرد.
ور رفتن
He was fiddling with his keys while waiting.
او درحالیکه منتظر بود، با کلیدهایش ور میرفت.
She fiddled with her hair during the interview.
او در طول مصاحبه با موهایش ور میرفت.
تعمیر کردن، تغییرات کوچکی ایجاد کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The mechanic fiddled with the engine and fixed the noise.
مکانیک در موتور تغییرات کوچکی ایجاد کرد و سروصدای مزاحم را رفع کرد.
He spent the afternoon fiddling with the old radio.
او تمام بعدازظهر مشغول تعمیر کردن رادیوی قدیمی بود.
دستکاری کردن
Don't fiddle with the thermostat.
ترموستات را دستکاری نکن.
Someone had fiddled with the documents, and important pages were missing.
کسی اسناد را دستکاری کرده بود و صفحات مهمی گم شده بودند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fiddle with» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fiddle-with