فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Freehand

ˈfriːhænd ˈfriːhænd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • بی‌اسباب، بی‌افزار، با دست باز، آزادی در تصمیم
    • - a freehand drawing
    • - رسم کشیده‌شده با دست
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد freehand

  1. adjective Done by hand without mechanical aids or devices
    Synonyms: freehanded, pastose, picturable, pictural, scenographic
  2. noun
    Synonyms: painty

ارجاع به لغت freehand

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «freehand» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/freehand

لغات نزدیک freehand

پیشنهاد بهبود معانی