Go Into Business

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
وارد کسب و کار شدن، شروع به کار کردن (در یک زمینه خاص) link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- He decided to go into business for himself.
- او تصمیم گرفت برای خودش کسب و کاری راه بیندازد (وارد کسب و کار شود).
- After college, she went into business with her brother.
- بعد از دانشگاه، او با برادرش وارد کسب و کار شد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت go into business

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «go into business» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/go-into-business

لغات نزدیک go into business

پیشنهاد بهبود معانی