Hangdog

ˈhæŋdɑːɡ ˈhæŋdɒɡ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun adjective
مقصر، شرمگین، آدم خبیث، شرمنده و ترسو

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- a hangdog expression
- قیافه یا حالت حاکی از شرمندگی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد hangdog

  1. adjective shamefaced
    Synonyms:
    ashamed guilty sheepish defeated downcast wretched conscience-stricken browbeaten intimidated cowering

ارجاع به لغت hangdog

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «hangdog» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hangdog

لغات نزدیک hangdog

پیشنهاد بهبود معانی