Have Something In Common

آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

همچنین می‌توان از share something in common به‌ جای have something in common استفاده کرد.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • idiom B1
    اتفاق‌نظر داشتن، وجه مشترک داشتن، تفاهم داشتن (در چیزی)
    • - The two siblings may have different personalities, but they have something in common - a love for music.
    • - این خواهر و برادر ممکن است شخصیت‌های متفاوتی داشته باشند اما آن‌ها در یک چیز اتفاق‌نظر دارند: عشق به موسیقی.
    • - Despite being from different cultures, Sarah and Maria share something in common - baking.
    • - سارا و ماریا علی‌رغم این‌که از فرهنگ‌های متفاوتی هستند، در یک چیز وجه مشترک دارند: شیرینی‌پزی.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت have something in common

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «have something in common» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/have-something-in-common

لغات نزدیک have something in common

پیشنهاد بهبود معانی