آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Heir

er

شکل جمع:

heirs

معنی heir | جمله با heir

noun countable C2

وارث، ارث‌بر

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

heir at law

(حقوق) وارثِ قانونی

heir to the throne

وارثِ تاج و تخت، ولیعهد

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد heir

  1. noun person who inherits possessions
    Synonyms:
    successor beneficiary inheritor next in line heritor scion grantee devisee crown prince/princess
    Antonyms:

سوال‌های رایج heir

شکل جمع heir چی میشه؟

شکل جمع heir در زبان انگلیسی heirs است.

ارجاع به لغت heir

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «heir» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/heir

لغات نزدیک heir

پیشنهاد بهبود معانی