آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۴

    Iatrogenic

    aɪˌætroʊˈdʒenɪk aɪˌætrəˈdʒenɪk

    معنی iatrogenic

    adjective

    پزشکی درمان‌زاد، پزشک‌زاد (وابسته به بیماری‌های ناشی از جراحی یا دارو یا درمان پزشکی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج iatrogenic

    معنی iatrogenic به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «iatrogenic» در زبان فارسی به «پزشک‌زاد»، «درمان‌زاد» یا «ناشی از مداخله پزشکی» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «iatrogenic» در علم پزشکی برای توصیف شرایط، بیماری‌ها یا عوارضی به کار می‌رود که مستقیماً ناشی از مداخله، درمان یا خطای پزشکی هستند. به عبارت دیگر، این وضعیت‌ها نه به دلیل بیماری طبیعی یا عوامل محیطی، بلکه در اثر اقدامات درمانی مانند دارودرمانی، جراحی، تزریق یا سایر روش‌های پزشکی ایجاد شده‌اند. برای نمونه، عارضه‌ای که پس از مصرف داروی خاص یا انجام عمل جراحی در بیمار ظاهر شود، ممکن است «iatrogenic» نامیده شود.

    از نظر ریشه‌شناسی، این واژه از زبان یونانی گرفته شده است: iatros به معنای پزشک و genic به معنای تولیدکننده یا ناشی‌شده است. بنابراین، «iatrogenic» به معنای «تولیدشده توسط پزشک» است، که البته در عمل معنای آن گسترده‌تر است و شامل هرگونه عارضه یا اثر جانبی پزشکی نیز می‌شود. این مفهوم اهمیت زیادی در پزشکی دارد، زیرا توجه به آن می‌تواند به پیشگیری از آسیب‌های غیرضروری و بهبود کیفیت مراقبت‌های بهداشتی کمک کند.

    در پژوهش‌ها و مطالعات بالینی، اصطلاح «iatrogenic» کاربرد فراوان دارد. برای مثال، در بررسی‌های بیمارستانی ممکن است ذکر شود: “The patient developed iatrogenic complications following the surgery.” (بیمار پس از عمل جراحی دچار عوارض پزشکی‌زای شد.) استفاده از این واژه به پزشکان، پرستاران و پژوهشگران امکان می‌دهد تا منشأ برخی عوارض را به‌طور دقیق شناسایی کرده و اقدامات اصلاحی لازم را انجام دهند.

    از دیدگاه آموزشی و عمومی، آشنایی با مفهوم «iatrogenic» به بیماران نیز کمک می‌کند تا درک بهتری از خطرات احتمالی درمان‌های پزشکی داشته باشند و در تصمیم‌گیری‌های خود مشارکت فعال‌تری ایفا کنند. این واژه به نوعی یادآور می‌شود که هر درمان، هرچند با هدف بهبود، می‌تواند پیامدهای جانبی داشته باشد و بنابراین آگاهی و کنترل دقیق در مراقبت پزشکی ضروری است.

    «iatrogenic» نمونه‌ای از واژه‌های تخصصی پزشکی است که با دقت علمی و ریشه‌یابی تاریخی، مفهومی کاربردی و هشداردهنده ارائه می‌دهد. این اصطلاح نه تنها بر عوارض پزشکی تأکید می‌کند، بلکه یادآور اهمیت مسئولیت‌پذیری، پیشگیری و دقت در فرآیندهای درمانی است و به حفظ سلامت بیماران در محیط‌های درمانی کمک شایانی می‌کند.

    ارجاع به لغت iatrogenic

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «iatrogenic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/iatrogenic

    لغات نزدیک iatrogenic

    • - iatro-
    • - iatrochemistry
    • - iatrogenic
    • - iatrology
    • - ib
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    critically cumin curettage curl up customs cut through functionality cuticle in respect of cutie Cyrus dawg in addition light switch like flipping a light switch الم امت امتیاز دیکشنری آلمانی ذخیره خال گوشتی خاموش خاموش کردن خاک بر سرت! خبر خجالت‌آور خجالت‌زده خجالت کشیدن خدا رحم کند!
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.