آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Indiscriminately

ˌɪndɪˈskrɪmənətli ˌɪndɪˈskrɪmɪnətli

معنی indiscriminately | جمله با indiscriminately

adverb

به‌صورت نسنجیده، به‌طور سهل‌انگارانه، به‌طرز فکرنشده، به‌صورت سرسری، به‌طرز بی‌رویه، به‌طور بی‌قاعده، بدون حساب‌کتاب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The teacher graded the papers indiscriminately.

معلم برگه‌ها را به‌طور سرسری تصحیح کرد.

She criticized people indiscriminately, without considering their feelings.

او بدون در نظر گرفتن احساسات دیگران، به‌طور نسنجیده از مردم انتقاد می‌کرد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

They cleared the land indiscriminately, without considering the environmental impact.

آن‌ها زمین را به‌صورت یلخی پاکسازی کردند، بدون اینکه تأثیرات زیست‌محیطی را در نظر بگیرند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد indiscriminately

  1. adverb in a random manner
    Synonyms:

ارجاع به لغت indiscriminately

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «indiscriminately» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/indiscriminately

لغات نزدیک indiscriminately

پیشنهاد بهبود معانی