صفت تفضیلی:
more invidiousصفت عالی:
most invidiousناخوشایند، ناپسند، زننده، منزجرکننده، نفرتانگیز، زشت، ناجوانمردانه
Students found the professor's invidious comments about certain groups to be deeply offensive.
دانشجویان اظهارات زنندهی استاد دربارهی گروههای خاص را بسیار توهینآمیز دیدند.
He made an invidious remark about her appearance, which left everyone uncomfortable.
دربارهی ظاهرِ او یک حرف منزجرکننده بر زبان آورد که همه را ناراحت کرد.
حسادتبرانگیز، تبعیضآمیز، ناعادلانه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The government's invidious policy of favoring one region over others sparked widespread public outrage.
سیاست ناعادلانهی دولت در اولویت قرار دادن یک منطقه نسبت به سایرین باعث خشم گستردهی عمومی شد.
The study highlighted several invidious practices within the hiring process that undermined diversity and merit.
مطالعه چندین رویهی تبعیضآمیز در روند استخدام را نشان داد که تنوع و شایستگی را تضعیف میکرد.
invidious comparisons
مقایسههای حسادتبرانگیز
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «invidious» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/invidious