Jobber

ˈdʒɑːbər ˈdʒɒbə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
کار چاق کن، سودجو

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد jobber

  1. noun a person who deals in stock-exchange securities
    Synonyms:
    dealer middleman business agent middleperson wholesaler

ارجاع به لغت jobber

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «jobber» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jobber

لغات نزدیک jobber

پیشنهاد بهبود معانی