آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۴

      Lead The Way

      معنی lead the way

      idiom

      1- سرمشق بودن، نمونه بودن 2- پیشگام بودن، پیشاپیش حرکت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج lead the way

      معنی lead the way به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی lead the way در زبان فارسی به معنی «راه را نشان دادن»، «سرمشق بودن» یا «رهبر شدن» و «پیشگام بودن» ترجمه می‌شود.

      عبارت lead the way معمولاً به معنای هدایت کردن یا پیش‌قدم شدن در مسیر یا کار مشخصی است. این اصطلاح می‌تواند در موقعیت‌های مختلف به کار رود، از هدایت یک گروه در یک مسیر فیزیکی گرفته تا پیشگامی در یک پروژه یا ابتکار عملی جدید. به بیان ساده‌تر، وقتی کسی lead the way می‌کند، به دیگران مسیر درست یا مناسب را نشان می‌دهد و نقش راهنما را ایفا می‌کند.

      از دیدگاه رفتاری و روان‌شناسی، توانایی هدایت کردن دیگران و lead the way کردن، نشانه‌ای از اعتماد به نفس، تجربه و قابلیت رهبری است. افراد یا گروه‌هایی که به درستی مسیر را پیش می‌برند، معمولاً تأثیر مثبت و انگیزشی بر دیگران دارند و موجب می‌شوند روند پیشرفت با سهولت و هماهنگی بیشتری طی شود.

      در حوزه‌های آموزشی و حرفه‌ای، lead the way به معنای ارائه الگوهای موفق و اتخاذ تصمیمات هوشمندانه است که دیگران را به پیروی و ادامه راه تشویق می‌کند. این مفهوم به طور گسترده‌ای در مدیریت، کسب‌وکار و فعالیت‌های تیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا اهمیت نقش رهبر و پیشگام در ایجاد تغییرات مثبت را برجسته سازد.

      همچنین، lead the way می‌تواند در معنای استعاری به کار رود؛ مثلاً وقتی گفته می‌شود یک کشور یا یک فناوری «راه را نشان داده است»، منظور این است که آن کشور یا فناوری پیشرو در توسعه یا نوآوری بوده و دیگران از آن الگو گرفته‌اند.

      اهمیت lead the way در ایجاد انگیزه و حس مسئولیت در میان اعضای یک گروه یا جامعه بسیار برجسته است. کسی که راه را نشان می‌دهد، نه تنها مسیری را باز می‌کند بلکه اعتماد و انگیزه لازم برای ادامه دادن را نیز فراهم می‌سازد و این موضوع باعث می‌شود که اهداف مشترک با موفقیت بیشتری محقق شوند.

      ارجاع به لغت lead the way

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lead the way» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lead-the-way

      لغات نزدیک lead the way

      • - lead someone to conclude
      • - lead the field
      • - lead the way
      • - lead time
      • - lead to
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.