مربوط به علیات پشتیبانی و سازماندهی (نظامی و صنعتی)
The military base has a strong logistics support system to supply troops.
پایگاه نظامی یک سیستم پشتیبانی لجستیکی قوی برای تامین نیروها دارد.
Logistic operations during the crisis helped deliver aid quickly.
عملیات لجستیکی در طول بحران به سرعت کمکها را تحویل داد.
لجستیکی (مربوط به برنامهریزی و مدیریت جریان کالاها، اطلاعات و منابع)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The company hired a logistics manager to improve the supply chain efficiency.
شرکت یک مدیر لجستیک استخدام کرد تا کارایی زنجیره تامین را بهبود بخشد.
Logistic planning is essential for successful event management.
برنامهریزی لجستیکی برای مدیریت موفق رویداد ضروری است.
منطقی، استدلالی، محاسبهای
The problem requires a logistic approach to find a reasonable solution.
این مسئله نیازمند یک رویکرد منطقی برای یافتن راهحل معقول است.
Logistic thinking helps in making decisions based on careful reasoning.
تفکر منطقی به تصمیمگیری بر اساس استدلال دقیق کمک میکند.
منطق نمادی، مربوط به منطق نمادی
The professor explained the logistic principles behind propositional logic.
استاد، اصول منطق نمادی پشت منطق گزارهای را توضیح داد.
Logistic notation is used to represent complex logical expressions clearly.
نمادگذاری منطق نمادی برای نمایش واضح عبارات منطقی پیچیده استفاده میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «logistic» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/logistic