Magpie

ˈmæɡpaɪ ˈmæɡpaɪ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    magpies

معنی

noun
کلاغ جاره، زاغی، کلاغ زاغی، آدم وراج، زن بددهن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد magpie

  1. noun gossip
    Synonyms:
    chatterbox babbler idle talker chatterer prater windbag spouter scavenger pack-rat
  1. noun black and white bird
    Synonyms:
    crow raven jay penguin lapwing bittern martin condor redshank jackdaw flycatcher honker crake cushat cockatiel toucan myna blackcap widgeon ringtail yellowbird baldpate chewink killdeer veery towhee capercaillie garganey night-heron nutcracker ortolan whippoorwill sapsucker sheldrake yellowlegs yellowthroat shoebill weaverbird cassowary kookaburra lammergeier tragopan

ارجاع به لغت magpie

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «magpie» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/magpie

لغات نزدیک magpie

پیشنهاد بهبود معانی