آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

    Make Headlines

    معنی make headlines | جمله با make headlines

    collocation

    تیتر اول شدن، خبرساز شدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The event made headlines around the world.

    این رویداد در سراسر جهان تیتر اول شد.

    The discovery is likely to make headlines.

    این کشف احتمالاً خبرساز خواهد شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج make headlines

    معنی make headlines به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «make headlines» در زبان فارسی به «سرخط خبرها شدن» یا «خبرساز شدن» ترجمه می‌شود.

    این عبارت در زبان انگلیسی به موقعیتی اشاره دارد که یک شخص، رویداد، موضوع یا اتفاق به‌قدری مهم، جنجالی یا قابل توجه است که مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته و در تیترهای اصلی خبرها و رسانه‌ها جای می‌گیرد. وقتی گفته می‌شود کسی یا چیزی «make headlines» کرده است، معمولاً منظور این است که موضوع توجه گسترده‌ی مردم و رسانه‌ها را به خود جلب کرده و تبدیل به سوژه‌ی عمومی شده است. این عبارت اغلب بار هیجانی و خبری دارد و نشان‌دهنده‌ی اهمیت یا تأثیر یک رویداد در سطح عمومی است.

    در دنیای امروز که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش پررنگی در انتشار اخبار دارند، «make headlines» اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. حتی وقایع کوچک، اگر در زمان و مکان مناسب بازتاب پیدا کنند، می‌توانند سرخط اخبار شوند و توجه عموم را به خود جلب کنند. این امر نشان می‌دهد که اهمیت و دیده شدن یک رویداد فقط به اندازه یا ارزش ذاتی آن بستگی ندارد، بلکه نحوه‌ی روایت و انتشار آن نیز نقشی کلیدی در «خبرساز» شدن دارد.

    در حوزه‌ی فرهنگ و هنر، بسیاری از افراد مشهور و هنرمندان با انجام کارهای خلاقانه، جنجالی یا غیرمنتظره «make headlines» می‌شوند. کنسرت‌ها، نمایشگاه‌ها، انتشار آثار هنری یا حتی اظهار نظرهای جنجالی در مصاحبه‌ها می‌توانند باعث شوند که نام آن‌ها برای مدت کوتاهی یا طولانی در تیترهای رسانه‌ها قرار گیرد. این امر به‌نوعی هم می‌تواند فرصت تبلیغاتی و بازاریابی باشد و هم بار روانی و اجتماعی خاصی برای فرد یا گروه ایجاد کند.

    از منظر اجتماعی، «make headlines» گاه با پیامدهای مثبت یا منفی همراه است. برخی خبرها که سرخط می‌شوند، می‌توانند تغییرات اجتماعی و فرهنگی مهمی ایجاد کنند، مردم را به فکر و اقدام وادارند یا توجه به مسائل مهم را افزایش دهند. در مقابل، برخی خبرهای جنجالی یا شایعات که «make headlines» می‌شوند، می‌توانند باعث سوءتفاهم، واکنش‌های هیجانی یا حتی تحریف حقیقت شوند. بنابراین، این عبارت نه تنها به دیده شدن بلکه به تأثیرگذاری یک رویداد یا فرد نیز اشاره دارد.

    «make headlines» نشان‌دهنده‌ی قدرت خبر و اثر آن بر افکار عمومی است. وقتی چیزی سرخط خبرها می‌شود، نشان می‌دهد که توجه جامعه به آن جلب شده و اثر آن فراتر از یک موقعیت عادی بوده است. این عبارت، نمادی از اهمیت و برجستگی در عرصه‌ی رسانه و اطلاع‌رسانی است و هم در زبان روزمره و هم در متون رسمی جایگاه ویژه‌ای دارد.

    ارجاع به لغت make headlines

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «make headlines» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/make-headlines

    لغات نزدیک make headlines

    • - make hay while the sun shines
    • - make head
    • - make headlines
    • - make history
    • - make improvements
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    spiral out of control wingless brand branding maladaptation maladaptive malpractice g galantine future holds furrow from fro friend for life frat باز شدن باسکول بالا آچار بوکس آیندگان ابر قدرت ابراز احساسات اتصال اتکا اجتماعی اجق‌وجق بوته بوق بچگی بی رقیب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.