آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مهر ۱۴۰۴

      Midwife

      ˈmɪdwaɪf ˈmɪdwaɪf

      گذشته‌ی ساده:

      midwifed

      شکل سوم:

      midwifed

      سوم‌شخص مفرد:

      midwifes

      وجه وصفی حال:

      midwifing

      شکل جمع:

      midwives

      معنی midwife | جمله با midwife

      noun countable

      ماما، قابله

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The midwife stayed by the mother’s side throughout the entire labor.

      ماما در تمام مدت زایمان در کنار مادر ماند.

      In old villages, births were often assisted by an experienced midwife.

      در روستاهای قدیمی، زایمان‌ها معمولاً با کمک قابله‌ای باتجربه انجام می‌شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Engels has called war "the midwife of social change."

      انگلز جنگ را «مامای دگرگونی‌های اجتماعی» خوانده‌است.

      verb - transitive

      سبب شدن، زمینه‌ساز شدن، یاری رساندن، تسهیل کردن، نقش داشتن (در پیدایش چیزی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      She midwifed the project from concept to completion.

      او از آغاز تا پایان، در به‌ثمر رسیدن پروژه نقش داشت.

      His bold ideas midwifed major changes in the company’s culture.

      ایده‌های جسورانه‌اش، زمینه‌ساز دگرگونی‌های بزرگی در فرهنگ شرکت شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد midwife

      1. noun a woman skilled in aiding the delivery of babies
        Synonyms:
        assistant attendant practitioner obstetrician accoucheuse one who delivers sage-femme (French) obstetrician (female) therapeutist chiropractor bonesetter osteopath homeopathist

      سوال‌های رایج midwife

      گذشته‌ی ساده midwife چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده midwife در زبان انگلیسی midwifed است.

      شکل سوم midwife چی میشه؟

      شکل سوم midwife در زبان انگلیسی midwifed است.

      شکل جمع midwife چی میشه؟

      شکل جمع midwife در زبان انگلیسی midwives است.

      وجه وصفی حال midwife چی میشه؟

      وجه وصفی حال midwife در زبان انگلیسی midwifing است.

      سوم‌شخص مفرد midwife چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد midwife در زبان انگلیسی midwifes است.

      ارجاع به لغت midwife

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «midwife» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/midwife

      لغات نزدیک midwife

      • - Midwest nice
      • - midwestern
      • - midwife
      • - midwifery
      • - midwinter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.