Octagonal

akˈtæɡənl̩ ɒkˈtæɡənl̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    هشت گوشه، هشت‌بر، هشت پهلو، هشت ضلعی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد octagonal

  1. adjective Of or relating to or shaped like an octagon
    Synonyms: octangular, dodecagonal, dodecahedral, eighth, heptagonal, hexahedral, icosahedral, pentahedral

ارجاع به لغت octagonal

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «octagonal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/octagonal

لغات نزدیک octagonal

پیشنهاد بهبود معانی