زیستشناسی تخممرغی، بیضیشکل
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
Under the microscope we saw an ovate cell with a clear nucleus.
زیر میکروسکوپ یک سلول بیضیشکل با هستهای واضح دیدیم.
The mushroom's spore case is ovate in shape.
کیسهی اسپور قارچ بهصورت تخممرغی است.
The insect laid ovate eggs under the leaf.
حشره زیر برگ تخمهای بیضیشکل گذاشت.
بیضی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her necklace pendant was ovate in shape.
پلاک گردنبندش بهشکل بیضی بود.
The painter drew an ovate outline for the portrait.
نقاش برای پرتره طرحی بیضی کشید.
The coin is ovate rather than perfectly round.
سکه بیضی است نه کاملاً گرد.
ovate-oblong
بیضی کشیده
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ovate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ovate