آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴

      Play Along

      معنی play along | جمله با play along

      phrasal verb

      تظاهر به همکاری کردن، تظاهر به موافقت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      I decided to play along with his idea.

      تصمیم گرفتم که تظاهر کنم با ایده‌ی او موافق هستم.

      If you want to avoid an argument, sometimes it's best to play along with your partner's ideas.

      اگر می‌خواهید از بحث اجتناب کنید، گاهی‌اوقات بهتر است با ایده‌های طرف مقابل خود به‌طور ظاهری موافقت کنید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She had to play along.

      مجبور بود تظاهر به همکاری کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج play along

      معنی play along به فارسی چی می‌شه؟

      عبارت «play along» در زبان فارسی به «همراهی کردن»، «همراهی کردن با کسی در کار یا شوخی» یا «تظاهر به همکاری کردن» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «play along» معمولاً برای توصیف حالتی به کار می‌رود که فرد با جریان، شوخی، برنامه یا طرحی که دیگران ایجاد کرده‌اند همراه می‌شود، بدون اینکه لزوماً کاملاً با آن موافق باشد. برای مثال، در یک بازی یا شوخی گروهی، وقتی گفته می‌شود «Just play along with their joke»، منظور این است که شما با شوخی آن‌ها همراهی کنید تا جو جمعی حفظ شود، حتی اگر خودتان آن را جدی نگیرید. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی تعامل اجتماعی و توانایی سازش با موقعیت‌هاست.

      در محیط‌های اجتماعی و کاری، «play along» می‌تواند به معنای همکاری موقت یا ظاهری باشد، به طوری که فرد نقش خود را بازی می‌کند تا جریان امور بدون مشکل ادامه یابد. به عنوان مثال، در جلسه‌ای که تصمیماتی گرفته می‌شود و شما مخالف هستید، ممکن است گفته شود «I decided to play along for now»، یعنی فعلاً همراهی می‌کنم تا از تنش جلوگیری شود یا شرایط مناسب‌تر شود. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی هوشمندی اجتماعی و مدیریت موقعیت‌های پیچیده است.

      «Play along» گاهی نیز به معنای تظاهر به موافقت یا پذیرش چیزی است، بدون اینکه واقعاً موافق باشید. این کاربرد در روابط انسانی و تعاملات حساس رایج است و به فرد اجازه می‌دهد از مشکلات احتمالی یا تعارضات جلوگیری کند. به عنوان مثال، وقتی دو نفر اختلاف نظر دارند و یکی می‌گوید «I’ll just play along with her plan», منظور این است که برای حفظ رابطه یا جریان کار، ظاهراً موافقت می‌کنم.

      در متون آموزشی و روان‌شناسی، «play along» به مهارت‌های اجتماعی، مدیریت تعارض و همکاری در گروه‌ها اشاره دارد. یادگیری اینکه چگونه و کی «play along» کنیم، می‌تواند به تقویت تعاملات مثبت، حفظ روابط و ایجاد هماهنگی در گروه‌ها کمک کند. این کاربرد نشان می‌دهد که همراهی گاه می‌تواند استراتژیک و هدفمند باشد و الزامی به قبول کامل نظر دیگران ندارد.

      «play along» مفهومی است از همراهی، همکاری موقت یا ظاهری، و تظاهر به پذیرش موقعیت‌ها یا نظرات دیگران. این عبارت در مکالمات روزمره، محیط کاری و روابط اجتماعی بسیار کاربرد دارد و به تعامل هوشمندانه و مدیریت جریان امور کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت play along

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «play along» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/play-along

      لغات نزدیک play along

      • - play a piece
      • - play a trick on
      • - play along
      • - play around
      • - play at
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.