Queen Consort

American: ˈkwiːnkənˈsɔːrt British: kwiːnkənˈsɔːt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    انگلیسی بریتانیایی شهبانو، همسر شاه
    • - She was surely the most distinguished queen consort we have had.
    • - او بدون شک برجسته‌ترین شهبانویی‌ست که تابه‌حال داشته‌ایم.
    • - The queen consort has come together with the king.
    • - شهبانو همراه شاه آمده است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت queen consort

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «queen consort» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/queen-consort

لغات نزدیک queen consort

پیشنهاد بهبود معانی