آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ مهر ۱۴۰۲

      Retread

      ˈriːtred ˌriːˈtred ˌriːˈtred ˈriːtred

      معنی retread | جمله با retread

      verb - transitive

      روکش انداختن، آج انداختن (لاستیک ماشین)

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The tire shop will retread your old tires to give them a second life.

      لاستیک‌فروشی روی تایرهای قدیمی شما روکش می‌اندازد تا به آن‌ها عمری دوباره ببخشد.

      It is often more cost-effective to retread a tire than to buy a brand new one.

      معمولاً آج انداختن لاستیک نسبت به خرید تایر کاملاً نو، مقرون‌به‌صرفه‌تر است.

      verb - transitive informal

      بازآفرینی کردن، به شکلی دیگر خلق کردن، تقلید کردن، اسکی رفتن (به‌طوری که سطحی باشد و از خلاقیت و نوآوری تهی باشد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The director decided to retread the classic film.

      کارگردان تصمیم گرفت این فیلم کلاسیک را بازآفرینی کند.

      The professor warned against retreading the same arguments in the research paper, urging students to find fresh perspectives.

      پروفسور نسبت به تقلید از همان استدلال‌ها در مقاله‌ی تحقیقاتی هشدار داد و از دانشجویان خواست که دیدگاه‌های تازه‌ای پیدا کنند.

      noun countable

      تایر روکشی

      The tire shop offers retreads for customers who want an affordable alternative to buying new tires.

      لاستیک‌فروشی برای مشتریانی که می‌خواهند جایگزینی مقرون‌به‌صرفه به جای خرید لاستیک‌های جدید داشته باشند، تایرهای روکشی را پیشنهاد می‌دهد.

      I decided to save some money by purchasing a retread instead of a brand new tire.

      تصمیم گرفتم با خرید تایر روکشی به جای تایر کاملاً نو، مقداری پول پس‌انداز کنم.

      noun

      بازآفرینی، تقلید، اسکی (به‌طوری که سطحی است و از خلاقیت و نوآوری تهی)

      The movie was a retread of an old classic.

      این فیلم بازآفرینی‌ای از یک فیلم کلاسیک قدیمی بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد retread

      1. verb use again in altered form
        Synonyms:
        rework make over
      1. verb give new treads to (a tire)
        Synonyms:
        remold remould
      1. noun a used automobile tire that has been remolded to give it new treads
        Synonyms:
        recap

      ارجاع به لغت retread

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «retread» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/retread

      لغات نزدیک retread

      • - retransmission
      • - retransmit
      • - retread
      • - retreat
      • - retrench
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rate falls sustainable pride of lions pledgee helper isometric process hominize holstein hawthorne effect toxic benefic reality show joy interdental White Russian ناگهان ناگه نگرانی هلیکوپتر خودکار مزدور لیموعمانی پادیاب خویشان روزی روزگاری ژانویه مارس فوریه آوریل ژوئیه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.