آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ فروردین ۱۴۰۴

      Rewind

      riːˈwaɪnd riːˈwaɪnd

      گذشته‌ی ساده:

      rewound

      شکل سوم:

      rewound

      سوم‌شخص مفرد:

      rewinds

      وجه وصفی حال:

      rewinding

      معنی rewind | جمله با rewind

      verb - intransitive verb - transitive

      به عقب برگرداندن، عقب بردن، از ابتدا پخش کردن (محتوای ظبط‌شده)

      She rewound the video to show her friend the funny moment.

      او ویدیو را عقب زد تا آن لحظه‌ی خنده‌دار را به دوستش نشان دهد.

      I had to rewind the tape to listen to the song again.

      مجبور شدم نوار را به عقب ببرم تا دوباره آهنگ را گوش کنم.

      verb - intransitive verb - transitive

      به عقب برگرداندن، به عقب برگشتن، به گذشته رفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The photographs rewound my memories to childhood.

      آن عکس‌ها خاطراتم را به دوران کودکی برگرداندند.

      Sometimes I wish I could rewind life and fix my mistakes.

      گاهی آرزو می‌کنم که می‌توانستم زندگی را به عقب برگردانم و اشتباهاتم را جبران کنم.

      verb - transitive

      دوباره پیچیدن

      The fisherman rewound the line onto the reel before packing up.

      ماهیگیر قبل‌از جمع‌کردن وسایل، نخ را دوباره دور قرقره پیچاند.

      English: She had to rewind the rope several times to make it fit.

      او مجبور شد طناب را چندین بار بپیچد تا اندازه‌ی آن مناسب شود.

      noun uncountable

      دکمه‌ی بازگشت به عقب، دکمه‌ی عقب بردن

      Most remote controls have a fast-forward and a rewind button.

      بیشتر کنترل‌ها، دکمه‌ی جلو زدن و دکمه‌ی بازگشت به عقب دارند.

      I accidentally pressed the rewind button and had to watch the scene again.

      تصادفاً دکمه‌ی عقب بردن را زدم و مجبور شدم صحنه را دوباره ببینم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج rewind

      گذشته‌ی ساده rewind چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rewind در زبان انگلیسی rewound است.

      شکل سوم rewind چی میشه؟

      شکل سوم rewind در زبان انگلیسی rewound است.

      وجه وصفی حال rewind چی میشه؟

      وجه وصفی حال rewind در زبان انگلیسی rewinding است.

      سوم‌شخص مفرد rewind چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rewind در زبان انگلیسی rewinds است.

      ارجاع به لغت rewind

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rewind» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rewind

      لغات نزدیک rewind

      • - rewarding job
      • - rewards card
      • - rewind
      • - rewinde
      • - rewire
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.