گذشتهی ساده:
ricochetedشکل سوم:
ricochetedسومشخص مفرد:
ricochetsوجه وصفی حال:
ricochetingشکل جمع:
ricochetsهمچنین میتوان از ricochetting بهجای ricocheting و از ricochetted بهجای ricocheted استفاده کرد.
کمانه کردن، منحرف شدن و برگشتن
The bullet ricocheted off the iron door.
گلوله از در آهنین کمانه کرد.
The stone hit the wall and ricocheted into the bushes.
سنگ به دیوار خورد و بهسمت بوتهها کمانه کرد.
The trajectory of subatomic particles within a magnetic field can cause them to ricochet unpredictably, making precise measurement challenging.
مسیر حرکت ذرات زیراتمی در یک میدان مغناطیسی میتواند باعث شود که آنها بهطور غیرقابل پیشبینی کمانه کنند و اندازهگیری دقیق را دشوار سازد.
کمانه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She heard the ricochet of a stone skipping across the water.
او صدای کمانهی یک سنگ را شنید که روی آب میپرید.
The architectural design of the concert hall was carefully planned to prevent any acoustic ricochet that could distort the sound.
طراحی معماری سالن کنسرت با دقت برنامهریزی شده بود تا از هرگونه کمانهی آکوستیک که میتوانست صدا را مخدوش کند، جلوگیری شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ricochet» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ricochet