شکل جمع:
shacksکلبه، آلونک، کومه، کپر
They built a makeshift shack in the woods for their camping trip.
آنها برای سفر کمپینگ خود یک کلبهی موقت در جنگل ساختند.
Despite the rudimentary construction of the shack, its strategic location offered unparalleled views of the surrounding wilderness, a common characteristic of remote settlements.
علیرغم ساختوساز ابتدایی آلونک، موقعیت استراتژیک آن چشماندازهای بینظیری از طبیعت اطراف ارائه میداد که از ویژگیهای رایج سکونتگاههای دورافتاده است.
اتاقک (برای شخص یا کاربردی خاص)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They built a small shack near the river to store their fishing gear.
آنها یک اتاقک کوچک کنار رودخانه ساختند تا وسایل ماهیگیریشان را در آن نگهداری کنند.
The archaeological team discovered the remains of a primitive shack, suggesting early human habitation in the region.
تیم باستانشناسی بقایای یک اتاقک اولیه را کشف کرد که نشاندهندهی سکونت اولیهی انسان در منطقه بود.
(عامیانه) 1- کلبهنشینی کردن 2- (بدون ازدواج) با جنس مخالف زندگی کردن
شکل جمع shack در زبان انگلیسی shacks است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «shack» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shack