فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Shelled

ˈʃeld ˈʃeld

سوم‌شخص مفرد:

shells

وجه وصفی حال:

shelling

معنی‌ها

adjective

پوست‌دار، صدف‌دار، غلاف‌دار

adjective

بدون پوست، پوست‌کنده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد shelled

  1. verb create by using explosives
    Synonyms:
    blasted stripped shucked
  1. verb come out better in a competition, race, or conflict
    Synonyms:
    beaten vanquished trounced crushed
  1. adjective of animals or fruits that have a shell
    Antonyms:
    unshelled

ارجاع به لغت shelled

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shelled» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shelled

لغات نزدیک shelled

پیشنهاد بهبود معانی