آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۳

      Snowflake

      ˈsnoʊfleɪk ˈsnəʊfleɪk

      شکل جمع:

      snowflakes

      معنی snowflake | جمله با snowflake

      noun countable

      بلور برف، برف‌دانه، برف‌ریزه، دانه‌ی برف

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Each snowflake is unique in its design.

      هر بلور برف طراحی منحصربه‌فرد خود را دارد.

      Snowflakes danced through the chilly winter air.

      دانه‌های برف در هوای سرد زمستان به رقص درآمده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A delicate snowflake landed on his hoodie.

      برف‌دانه‌ی ظریفی روی هودی او فرود آمد.

      noun countable informal

      ناپسند فرد تی‌تیش‌مامانی، آدم سوسول، فرد نازک‌نارنجی (واژه‌ای توهین‌آمیز برای اشاره به فردی که زودرنج و حساس تلقی می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She can't handle criticism; she's such a snowflake.

      او تحمل انتقاد را ندارد و خیلی نازک‌نارنجی است.

      Sima called her a snowflake for getting upset over a simple joke.

      سیما او را تی‌تیش‌مامانی خطاب کرد، زیرا به‌خاطر شوخی‌ ساده‌ای ناراحت شده بود.

      informal

      انگلیسی آمریکایی ناپسند هم‌جنس‌باز (واژه‌ای توهین‌آمیز برای اشاره به افراد هم‌جنس‌گرا)

      His classmates teased him, referring to him as the school's resident snowflake.

      هم‌کلاسی‌هایش او را مسخره کرده و او را هم‌جنس‌باز خطاب می‌کردند.

      He felt frustrated being labeled a snowflake by his peers.

      او از اینکه توسط هم‌سالانش هم‌جنس‌باز خطاب می‌شد، احساس ناامیدی می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد snowflake

      1. noun a small piece of snow that falls from the sky. Snowflakes are sometimes represented as six-sided crystals on Christmas cards, decorations, etc
        Synonyms:
        flake snowbird snow-bunting Plectrophenax nivalis

      سوال‌های رایج snowflake

      شکل جمع snowflake چی میشه؟

      شکل جمع snowflake در زبان انگلیسی snowflakes است.

      ارجاع به لغت snowflake

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «snowflake» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/snowflake

      لغات نزدیک snowflake

      • - snowfall
      • - snowfield
      • - snowflake
      • - snowman
      • - snowmobile
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch hooray چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.