Sportsman

ˈspɔːrtsmən ˈspɔːtsmən
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    sportsmen

معنی

  • noun
    ورزشکار، ورزش‌دوست، ورزشکار جوانمرد
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد sportsman

  1. noun Someone who engages in sports
    Synonyms: huntsman, big-game hunter, sport, sportswoman, woodsman

ارجاع به لغت sportsman

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «sportsman» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/sportsman

لغات نزدیک sportsman

پیشنهاد بهبود معانی