فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Turn Round

معنی‌ها

phrasal verb

دور زدن

phrasal verb

برگشتن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
phrasal verb

تغییر عقیده دادن

phrasal verb

وارونه کردن

phrasal verb

آماده‌ی حرکت کردن (کشتی، هواپیما و غیره)

phrasal verb

به انجام رساندن

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد turn round

  1. phrasal verb revolve or rotate around a centre
  1. phrasal verb turn so as to be facing in the opposite direction
  1. phrasal verb change one's opinion or attitude (especially when becoming hostile etc.)
  1. phrasal verb put into an opposing position; to reverse
  1. phrasal verb make (a ship, airplane etc.) ready for departure
  1. phrasal verb process; to complete work on (something) (especially with a view to sending it on in a finished state)

ارجاع به لغت turn round

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «turn round» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/turn-round

لغات نزدیک turn round

پیشنهاد بهبود معانی