آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آبان ۱۴۰۴

      Unprovoked

      ˌʌnprəˈvoʊkt ˌʌnprəˈvəʊkt

      معنی unprovoked

      adjective

      بی‌جهت، بی‌داعی، بیخود

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unprovoked

      1. adjective Occurring without motivation or provocation; ; - F.D.Roosevelt
        Synonyms:
        wanton motiveless

      سوال‌های رایج unprovoked

      معنی unprovoked به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی unprovoked در زبان فارسی به «بی‌دلیل» یا «بی‌جهت» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف عملی به کار می‌رود که بدون هیچ تحریک، انگیزه یا دلیلی از جانب طرف مقابل انجام شده باشد. وقتی رفتاری یا عملی unprovoked توصیف می‌شود، یعنی آن عمل هیچ‌گونه واکنش یا پاسخی از سوی طرف دیگر نداشته و به‌صورت ناگهانی و غیرمنتظره رخ داده است.

      در زمینه‌های مختلف، به‌ویژه در توصیف رفتارهای خشونت‌آمیز یا حملات ناگهانی، کلمه‌ی unprovoked اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. برای مثال، حمله‌ی unprovoked به معنای حمله‌ای است که بدون هیچ‌گونه تحریک قبلی از سوی قربانی انجام شده باشد، و این موضوع می‌تواند در ارزیابی جرم یا مسئولیت اخلاقی فرد مهاجم نقش کلیدی داشته باشد. این واژه به تفکیک رفتارهای واکنشی از رفتارهای آغازگر کمک می‌کند و در تحلیل‌های روان‌شناختی و حقوقی نیز کاربرد فراوان دارد.

      از نظر روان‌شناسی، رفتارهای unprovoked معمولاً به رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و گاه نامنظم اشاره دارند که منشأ آن‌ها می‌تواند مشکلات عاطفی، اختلالات روانی یا شرایط محیطی خاص باشد. شناسایی و بررسی علل چنین رفتارهایی اهمیت دارد تا بتوان به راهکارهای مناسبی برای کنترل یا پیشگیری از آن‌ها دست یافت. به همین دلیل، توصیف یک رفتار به عنوان unprovoked نشان‌دهنده‌ی سطح خاصی از غیرمنتظره بودن و نبود دلیل آشکار است.

      در ادبیات و رسانه، واژه‌ی unprovoked برای جلب توجه مخاطب و تأکید بر شدت یا نادر بودن یک رویداد به کار می‌رود. مثلاً در گزارش‌های خبری، عبارت «حمله‌ی unprovoked» به گونه‌ای نوشته می‌شود که حس ناامنی و بی‌دفاع بودن قربانی را القا کند. این کاربرد به منظور برجسته کردن اهمیت موضوع و جلب همدردی یا واکنش مخاطبان است.

      از منظر اخلاقی و اجتماعی، رفتارهای unprovoked اغلب محکوم می‌شوند زیرا برخلاف اصول عدالت و انصاف است که افراد بدون دلیل به یکدیگر آسیب برسانند. در جوامع انسانی، وجود چنین رفتارهایی تهدیدی برای نظم و آرامش اجتماعی به شمار می‌آید و به همین دلیل، تلاش برای کاهش آن‌ها از اولویت‌های سازمان‌های امنیتی و فرهنگی است.

      ارجاع به لغت unprovoked

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unprovoked» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unprovoked

      لغات نزدیک unprovoked

      • - unpromising
      • - unprotected
      • - unprovoked
      • - unprovoked attack
      • - unpublished
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.