ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Vaccination

væksəˈneɪʃn̩ ˌvæksɪˈneɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    vaccinations

معنی

  • noun C2
    واکسن‌زنی، تلقیح، ابله‌کوبی، مایه‌کوبی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد vaccination

  1. noun immunization
    Synonyms: inoculation, shot

ارجاع به لغت vaccination

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «vaccination» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/vaccination

لغات نزدیک vaccination

پیشنهاد بهبود معانی