آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Wine

    waɪn waɪn

    گذشته‌ی ساده:

    wined

    شکل سوم:

    wined

    سوم‌شخص مفرد:

    wines

    وجه وصفی حال:

    wining

    شکل جمع:

    wines

    معنی wine | جمله با wine

    noun countable uncountable A1

    شراب، باده، می

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    red wine

    شراب قرمز

    white wine

    شراب سفید

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    sweet wine

    شراب شیرین

    sparkling wine

    شراب گازدار

    dry wine

    شراب گس (سک)

    Only one bowl remains of that delicious wine ...

    از باده‌ی نوشین قدحی بیش نماند ...

    verb - intransitive

    شراب نوشیدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
    verb - transitive

    ساقی بودن، شراب دادن، می ریختن برای دیگران

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wine

    1. noun a red as dark as red wine
      Synonyms:
      wine-colored wine-coloured vintage vino sherry chianti madeira grenache vermouth tarragona lambrusco sauterne beaujolais medoc bardolino muscadet pomerol chianti tavel riesling soave touraine barsac saumur cahors chian corvo gamay grignolino mamertino sekt vernaccia abboccato algarve alsace anjou assmannshausen barbera beaune bucelas chalonnais chambertin constantia cortese corton deidesheimer delaware fixin frascati geisenheimer gragano grinziger grumello lugana malvasia meursault montrachet nackenheimer pallini pommard pouilly-fumé pouilly fuissé reuilly ribero riquewihr sancerre sassella sercial steinwein sylvaner traminer verdicchio vougeot consumo retsina riserva
    1. adjective
      Synonyms:
      dark-red maroon grape vinous vinic bacchant

    Collocations

    wine and dine

    خوب پذیرایی کردن، سور دادن، خوراک و مشروب فراوان دادن، خیلی مفصل پذیرایی کردن

    Idioms

    wine and dine

    خوب پذیرایی کردن، سور دادن، خوراک و مشروب فراوان دادن، خیلی مفصل پذیرایی کردن

    سوال‌های رایج wine

    گذشته‌ی ساده wine چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده wine در زبان انگلیسی wined است.

    شکل سوم wine چی میشه؟

    شکل سوم wine در زبان انگلیسی wined است.

    شکل جمع wine چی میشه؟

    شکل جمع wine در زبان انگلیسی wines است.

    وجه وصفی حال wine چی میشه؟

    وجه وصفی حال wine در زبان انگلیسی wining است.

    سوم‌شخص مفرد wine چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد wine در زبان انگلیسی wines است.

    ارجاع به لغت wine

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wine

    لغات نزدیک wine

    • - windy
    • - windy city
    • - wine
    • - wine and dine
    • - wine cellar
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    not now and then now or never obstetrics (of) great importance off course on call open-ended ophthalmologist other our pregnant pennsylvania theater comedy انرژی اون برگرد متحجر متشکرم برگ گل بزرگ‌نمایی بزغاله متشکر بسته بندی کردن مخمر بسیار خوب بعدی بلاتکلیف بلبشو
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.