آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۴

    ابلق به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / ablagh /

    parti - cofoured, piebald

    parti - cofoured

    piebald

    skewbald

    skewbald

    اسب

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد ابلق

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    دورنگ دومایه سفیدوسیاه
    مترادف:
    روزگار زمانه
    مترادف:
    خلنگ

    سوال‌های رایج ابلق

    ابلق به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «ابلق» در زبان انگلیسی به piebald یا dappled ترجمه می‌شود؛ البته بسته به زمینه‌ی کاربرد (مثلاً در مورد اسب، حیوانات، پارچه یا نقاشی)، معادل‌هایی مانند patchy، spotted یا mottled نیز ممکن است استفاده شوند.

    ابلق به رنگ یا طرحی گفته می‌شود که در آن دو یا چند رنگ متضاد – معمولاً سفید و سیاه – در کنار هم قرار گرفته‌اند، به‌طوری که لکه‌ها یا نواحی رنگی مشخصی به وجود آمده‌اند. این واژه معمولاً برای توصیف حیواناتی مثل اسب، گاو، یا پرندگان به کار می‌رود که بدن آن‌ها از ترکیب نامنظمی از رنگ‌های مختلف پوشیده شده است. زیبایی و ویژگی منحصربه‌فرد این الگو باعث شده تا انسان‌ها نیز آن را در حوزه‌های مختلف هنری، طراحی لباس و معماری به کار گیرند.

    در دنیای طبیعت، الگوی ابلق نه تنها جنبه‌ی زیبایی‌شناسانه دارد بلکه می‌تواند کاربردهای زیستی و دفاعی هم داشته باشد. برای مثال، در برخی گونه‌های جانوری، نقش و نگارهای ابلق می‌توانند باعث استتار در محیط شوند یا شکارچی را گیج کنند. در اسب‌ها، رنگ ابلق یکی از شناخته‌شده‌ترین و محبوب‌ترین طرح‌های بدنی است که در نژادهای خاصی دیده می‌شود و اغلب با ارزش بالاتری در بازار خرید و فروش مواجه است.

    در هنرهای تجسمی، به‌ویژه نقاشی و طراحی منسوجات، طرح‌های ابلق همواره الهام‌بخش هنرمندان بوده‌اند. ترکیب لکه‌های رنگی نامنظم بر بوم یا پارچه می‌تواند مفاهیم گوناگونی را القا کند: از تنوع و پیچیدگی طبیعت گرفته تا تضاد و هماهنگی میان عناصر مختلف. برخی هنرمندان سبک انتزاعی از همین الگوی ابلق برای ساخت آثار چشمگیر استفاده می‌کنند.

    همچنین در معماری سنتی ایران، واژه‌ی ابلق کاربرد ویژه‌ای دارد. در برخی بناهای تاریخی، از سنگ‌ها یا آجرهای با رنگ متضاد (مثلاً سیاه و سفید) به‌صورت متناوب استفاده می‌شده تا نمایی چشم‌نواز و هماهنگ ایجاد شود. این سبک تزئینی که به‌خصوص در دوره‌های خاصی رواج داشته، نمونه‌ای از پیوند میان کاربرد عملی رنگ‌ها و زیبایی‌شناسی بصری است. واژه‌ی ابلق، علی‌رغم سادگی ظاهری‌اش، بار فرهنگی، هنری و زیباشناختی گسترده‌ای دارد.

    ابلق یا ابلغ – کدام درست است؟

    هر دو واژه «ابلق» و «ابلغ» در زبان فارسی وجود دارند اما معانی و کاربردهای متفاوتی دارند و جایگزین یکدیگر نیستند.

    «ابلق» به معنای رنگی است که دو یا چند رنگ در آن به صورت مشخص دیده شود، معمولاً برای توصیف رنگ حیوانات مانند اسب‌های ابلق به کار می‌رود.

    «ابلغ» صفت تفضیلی از فعل «بلاغ» به معنای رساتر، گویا‌تر یا موثرتر است.

    بنابراین، هر دو واژه درست‌اند اما با معانی متفاوت و در موقعیت‌های متفاوت به کار می‌روند.

    ارجاع به لغت ابلق

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ابلق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ابلق

    لغات نزدیک ابلق

    • - ابلاغ کردن
    • - ابلاغیه
    • - ابلق
    • - ابله
    • - ابلهانه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.