همچنین در حالت جمع معنای اول میتوان از انعامها و انعامات استفاده کرد.
شکل مفرد این لغت در معنای دوم: نعم
tip, gift, perquisite, gratuity, pourboire, bonus, prize, reward
tip
gift
perquisite
gratuity
pourboire
bonus
prize
reward
توقع داشت که به او انعام بدهی.
He expected you to give him a tip.
به پیشخدمت ده دلار انعام دادم.
I gave the waiter a ten-dollar tip.
جانورشناسی livestock, cattle, farm animals, domestic animals, beasts of burden
livestock
cattle
farm animals
domestic animals
beasts of burden
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
در دوران خشکسالی، بسیاری از خانوادهها برای شیر و گوشت به انعام متکی هستند.
During drought, many families rely on livestock for milk and meat.
او در کلینیک دامپزشکی کار میکند که به درمان انعام تخصص دارد.
She works at a veterinary clinic that specializes in treating cattle.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «انعام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/انعام