hypocrisy, pretense, imposture, guile, craft, dissimulation, prudery, deception, trickery, ruse, stratagem, trick, artifice, dissemblance, cunning, slyness, sham, pharisaism, dupery
hypocrisy
pretense
imposture
guile
craft
dissimulation
prudery
deception
trickery
ruse
stratagem
trick
artifice
dissemblance
cunning
slyness
sham
pharisaism
dupery
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تزویر آن سیاستمدار باعث کاهش اعتماد عمومی شد.
The politician's hypocrisy undermined public trust.
رهبران مذهبی زمانی که رفتار خصوصیشان با مواعظشان در تضاد بود، به تزویر متهم شدند.
Religious leaders were criticized for hypocrisy when their private behavior contradicted their sermons.
عذرخواهی فقط تزویر بود.
The apology was only a pretense.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
شکل درست و معیار «تزویر» است.
«تزویر» واژهای عربیتبار است که در فارسی به معنی ریاکاری، دورویی، فریب و نیرنگ به کار میرود و در متون رسمی، ادبی و گفتاری با همین املاء رایج است.
شکل «تذویر» نادرست است و در فارسی معیار جایگاهی ندارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تزویر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تزویر