آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

جابه‌جا کردن قشون به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

فعل متعدی
فونتیک فارسی / jaabejaa kardan ghoshoon /

to redeploy

to redeploy

تغییر مکان یک گروه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

ارتش تصمیم به جابه‌جا کردن قشون به جبهه‌ی غربی گرفت.

The military decided to redeploy to the western front.

یگان ارتش سریعاً برای جابه‌جایی قشون در منطقه‌ی درگیری مستقر شد.

The army unit quickly redeployed to provide support in the conflict zone.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت جابه‌جا کردن قشون

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «جابه‌جا کردن قشون» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جابه‌جا کردن قشون

لغات نزدیک جابه‌جا کردن قشون

پیشنهاد بهبود معانی