hot, warm, heated, sweltering, sultry, parching, feverish, calescent, fiery, torrid, sweltry
hot
warm
heated
sweltering
sultry
parching
feverish
calescent
fiery
torrid
sweltry
اگر این پارچه را در آب داغ بشویی، رنگ پس خواهد داد.
If you wash this cloth in hot water it will bleed.
بحثی داغ
a heated discussion
آب داغ
hot water
مجازی (effect of) bereavement, loss of a loved one
bereavement
loss of a loved one
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
داغ فرزند او را پیر کرد
the loss of her child aged her
مشاوره در دوران داغ به خانواده کمک کرد.
Bereavement counseling helped the family cope.
داغ ناگهانی همه را شوکه کرد.
The sudden bereavement shocked everyone.
داغ دیدن
to lose a loved one, to become bereaved
brand, mark, scar, stigma
brand
mark
scar
stigma
او یک داغ کوچک از سوختگی دوران کودکی داشت.
He had a small mark from a childhood burn.
داغ روی اسب معرف صاحب آن بود.
The brand on the horse identified its owner.
او داغ ناشی از اتو را با یک برچسب پوشاند.
She covered the mark from the iron with a sticker.
داغ زدن
to mark with a hot iron, to cauterize
کلمهی «داغ» در زبان انگلیسی به hot ترجمه میشود.
کلمهی داغ به حالتی اشاره دارد که درجهی حرارت یک جسم، ماده یا محیط بالاست و میتواند موجب حس گرما یا سوختگی شود. داغ بودن میتواند جنبههای مختلفی داشته باشد؛ از دمای فیزیکی اجسام گرفته تا توصیف احساسات، تجربهها یا شرایطی که شدت و فوریت بالایی دارند. این ویژگی معمولاً توجه انسان را جلب میکند و میتواند تأثیر جسمی یا روانی قابل توجهی داشته باشد.
در زندگی روزمره، مفهوم داغ اغلب با مواد غذایی و نوشیدنیها مرتبط است. غذا یا نوشیدنی داغ موجب تجربهی حس گرما در دهان و بدن میشود و برای بسیاری از افراد این حس لذتبخش و انرژیبخش است. علاوه بر این، نگهداری و سرو صحیح مواد داغ اهمیت زیادی دارد تا از سوختگی یا آسیبهای جسمی جلوگیری شود. به همین دلیل، استفاده از ظروف مقاوم به حرارت و احتیاط در جابهجایی این مواد اهمیت بالایی دارد.
از منظر فیزیولوژیک، داغ بودن میتواند واکنشهای بدن را فعال کند. تماس با دمای بالا موجب افزایش جریان خون، تحریک حس لامسه و حتی واکنشهای دفاعی بدن مانند تعریق یا عقبنشینی سریع از منبع گرما میشود. این واکنشها نشاندهندهی توانایی بدن در محافظت از خود و تنظیم دماست و اهمیت مفهوم داغ را فراتر از یک حالت صرفاً فیزیکی نشان میدهد.
همچنین، کلمهی داغ گاه به صورت استعاری برای توصیف شرایط پرتنش، فوری یا جذاب به کار میرود. برای مثال، یک خبر داغ یا یک موضوع داغ میتواند توجه همگان را جلب کند و نشاندهندهی اهمیت و فوریت بالای آن باشد. در این معنا، داغ بودن بیانگر شدت، انرژی و ضرورت توجه فوری است و ذهن انسان را به واکنش سریع و دقیق ترغیب میکند.
داغ مفهومی چندبعدی است که هم جنبههای فیزیکی و حسی دارد و هم جنبههای استعاری و روانی. این ویژگی میتواند تجربههای جسمی و ذهنی فرد را شکل دهد و در زندگی روزمره، حرفهای و اجتماعی نقش مهمی ایفا کند. درک و مدیریت درست حالات داغ، چه در زمینهی ایمنی و سلامت و چه در زمینهی توجه و واکنشهای اجتماعی، اهمیت بالایی دارد و به بهرهوری و کیفیت زندگی کمک میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «داغ» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/داغ