آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

    داغ به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / daagh /

    hot, warm, heated, sweltering, sultry, parching, feverish, calescent, fiery, torrid

    hot

    warm

    heated

    sweltering

    sultry

    parching

    feverish

    calescent

    fiery

    torrid

    گرم، سوزان

    یک بحث داغ

    a heated discussion

    آب داغ

    hot water

    اسم
    فونتیک فارسی / daagh /

    mark, brand, scar, stigma

    mark

    brand

    scar

    stigma

    اثر جسم سوزان بر پوست بدن، سوختگی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    داغ زدن

    to mark with a hot iron, to cauterize

    اسم
    فونتیک فارسی / daagh /

    (effect of) bereavement, loss of a loved one

    bereavement

    loss of a loved one

    (مجازی) اثر رویدادی بسیار غم‌انگیز

    داغ فرزند او را پیر کرد

    the loss of her child aged her

    داغ دیدن

    to lose a loved one, to become bereaved

    live

    live

    موضوع و داستان و خبر
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد داغ

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    حار سوزان سوزنده گرم
    متضاد:
    سرد
    مترادف:
    علامت لکه مهر نشان نشانه
    مترادف:
    اندوه عزا غم

    سوال‌های رایج داغ

    داغ به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «داغ» در زبان انگلیسی به hot ترجمه می‌شود.

    کلمه‌ی داغ به حالتی اشاره دارد که درجه‌ی حرارت یک جسم، ماده یا محیط بالاست و می‌تواند موجب حس گرما یا سوختگی شود. داغ بودن می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد؛ از دمای فیزیکی اجسام گرفته تا توصیف احساسات، تجربه‌ها یا شرایطی که شدت و فوریت بالایی دارند. این ویژگی معمولاً توجه انسان را جلب می‌کند و می‌تواند تأثیر جسمی یا روانی قابل توجهی داشته باشد.

    در زندگی روزمره، مفهوم داغ اغلب با مواد غذایی و نوشیدنی‌ها مرتبط است. غذا یا نوشیدنی داغ موجب تجربه‌ی حس گرما در دهان و بدن می‌شود و برای بسیاری از افراد این حس لذت‌بخش و انرژی‌بخش است. علاوه بر این، نگهداری و سرو صحیح مواد داغ اهمیت زیادی دارد تا از سوختگی یا آسیب‌های جسمی جلوگیری شود. به همین دلیل، استفاده از ظروف مقاوم به حرارت و احتیاط در جابه‌جایی این مواد اهمیت بالایی دارد.

    از منظر فیزیولوژیک، داغ بودن می‌تواند واکنش‌های بدن را فعال کند. تماس با دمای بالا موجب افزایش جریان خون، تحریک حس لامسه و حتی واکنش‌های دفاعی بدن مانند تعریق یا عقب‌نشینی سریع از منبع گرما می‌شود. این واکنش‌ها نشان‌دهنده‌ی توانایی بدن در محافظت از خود و تنظیم دماست و اهمیت مفهوم داغ را فراتر از یک حالت صرفاً فیزیکی نشان می‌دهد.

    همچنین، کلمه‌ی داغ گاه به صورت استعاری برای توصیف شرایط پرتنش، فوری یا جذاب به کار می‌رود. برای مثال، یک خبر داغ یا یک موضوع داغ می‌تواند توجه همگان را جلب کند و نشان‌دهنده‌ی اهمیت و فوریت بالای آن باشد. در این معنا، داغ بودن بیانگر شدت، انرژی و ضرورت توجه فوری است و ذهن انسان را به واکنش سریع و دقیق ترغیب می‌کند.

    داغ مفهومی چندبعدی است که هم جنبه‌های فیزیکی و حسی دارد و هم جنبه‌های استعاری و روانی. این ویژگی می‌تواند تجربه‌های جسمی و ذهنی فرد را شکل دهد و در زندگی روزمره، حرفه‌ای و اجتماعی نقش مهمی ایفا کند. درک و مدیریت درست حالات داغ، چه در زمینه‌ی ایمنی و سلامت و چه در زمینه‌ی توجه و واکنش‌های اجتماعی، اهمیت بالایی دارد و به بهره‌وری و کیفیت زندگی کمک می‌کند.

    ارجاع به لغت داغ

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «داغ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/داغ

    لغات نزدیک داغ

    • - داعیه
    • - داعیه داشتن
    • - داغ
    • - داغ آب
    • - داغ آهن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.