آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴

      دیده به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / dide /

      ادبی کالبدشناسی eye, orb, oculus

      eye

      orb

      oculus

      چشم

      از دیده نظر کن هان...

      o, see with your eyes...

      دیده‌ی او نور خورشید غروب را بازتاب می‌داد.

      Her orb reflected the light of the setting sun.

      فونتیک فارسی / dide /

      seen, sight, observed, noticed

      seen

      sight

      observed

      noticed

      اسم مفعول فعل دیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      دید‌ه‌ی او از کوه‌ها فراموش‌نشدنی بود.

      Her seen of the mountains was unforgettable.

      دیده در یادداشت‌های میدانی ثبت شد.

      The observed was recorded in the field notes.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -dide /

      a combining form (meaning: damage, hurt)

      a combining form

      دچارشدگی

      آسیب‌دیده

      hurt

      زیان‌دیده

      injured

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -dide /

      a combining form (meaning: seen, observed)

      a combining form

      مشاهده‌کرده

      جهان‌دیده

      experienced

      دریاندیده

      landlubber

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / dide- /

      a combining form (meaning: see, observe)

      a combining form

      نظاره

      دیده‌بان

      watcher

      دیده‌وری

      scouting

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد دیده

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      چشم عین نظر نگاه

      سوال‌های رایج دیده

      دیده به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «دیده» در زبان انگلیسی به seen ترجمه می‌شود.

      «دیده» شکل گذشته و اسم مفعولی فعل «دیدن» است و به معنای مشاهده کردن، تماشا کردن یا به چشم دیدن چیزی اشاره دارد. این واژه در زبان فارسی کاربردهای گسترده‌ای دارد و می‌تواند به صورت صفت یا اسم مفعولی به کار رود. «دیده» نه تنها نشان‌دهنده‌ی یک عمل حسی یعنی دیدن است، بلکه در بسیاری از موارد به عنوان نمادی از تجربه، شناخت و آگاهی نیز مطرح می‌شود.

      از لحاظ معنایی، «دیده» اشاره به چیزی دارد که از طریق حس بینایی به دست آمده است؛ یعنی چیزی که چشم انسان آن را مشاهده کرده است. این واژه می‌تواند در موقعیت‌های متعددی به کار رود؛ از دیدن یک منظره طبیعی زیبا گرفته تا مشاهده‌ی یک اتفاق یا رویداد خاص. علاوه بر کاربرد فیزیکی، «دیده» در برخی متون ادبی و فلسفی به مفهوم تجربه‌های زندگی و آگاهی اشاره می‌کند که انسان از آن‌ها برخوردار شده است.

      در ادبیات فارسی، «دیده» بار معنایی عمیقی دارد و گاهی به صورت استعاری به کار می‌رود تا به بینش، شناخت، یا حتی حساسیت نسبت به محیط پیرامون اشاره کند. مثلاً در اشعار فارسی، «دیده» نماد چشمی است که نه فقط ظواهر، بلکه باطن امور و حقایق پنهان را می‌بیند. این کاربرد استعاری باعث شده که «دیده» جایگاهی ویژه در زبان و فرهنگ فارسی داشته باشد و اغلب با مفاهیمی مانند حکمت، بینش و تجربه زندگی همراه شود.

      از نظر دستوری، «دیده» می‌تواند نقش صفت داشته باشد و وصف‌کننده‌ی اسمی باشد که با آن همراه است. به عنوان مثال در ترکیباتی مانند «دیده‌بان» می‌بینیم که «دیده» در این موارد نقش بخشنده‌ی معنا به واژه‌های ترکیبی را بر عهده دارد. همچنین در عبارت‌های مختلف و ضرب‌المثل‌ها نیز «دیده» حضور دارد و مفاهیم گوناگونی را به مخاطب منتقل می‌کند.

      «دیده» فراتر از یک فعل ساده‌ی گذشته، نمادی از فرآیند ادراک و تجربه انسانی است. این کلمه علاوه بر کاربرد روزمره، در حوزه‌های فرهنگی، ادبی و فلسفی جایگاهی ویژه دارد و بیانگر پیوند میان حواس و ذهن انسان با دنیای پیرامون است. «دیده» نه تنها نشان‌دهنده‌ی یک عمل حسی، بلکه نمایانگر شناخت عمیق‌تر و تجربه زیسته انسان نیز می‌باشد.

      ارجاع به لغت دیده

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «دیده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دیده

      لغات نزدیک دیده

      • - دیدور
      • - دیدوری
      • - دیده
      • - دیده بان
      • - دیده بانی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.