آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴

      رساندن به انگلیسی

      معنی

      فونتیک فارسی / re(a)saandan /

      to(cause to)reach, to extend, to remit, to send, to deliver, tosupply, to communicate, to prompt, to denote, to indicate

      toreach

      to extend

      to remit

      to send

      to deliver

      tosupply

      to communicate

      to prompt

      to denote

      to indicate

      مجازی steer

      steer

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد رساندن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      حمل کردن
      مترادف:
      تحویل دادن تسلیم کردن
      مترادف:
      هدایت کردن
      مترادف:
      ابلاغ

      سوال‌های رایج رساندن

      رساندن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «رساندن» در زبان انگلیسی به deliver، convey، transmit، provide یا حتی achieve ترجمه می‌شود؛ بسته به بافت جمله، معنی دقیق آن تغییر می‌کند. مثلاً رساندن یک بسته پستی معمولاً با "deliver" بیان می‌شود، در حالی که رساندن پیام یا احساس به "convey" ترجمه می‌شود. همین چندوجهی‌بودن این واژه، آن را به یکی از افعال پرکاربرد، اما با معادل‌های متنوع در زبان انگلیسی تبدیل کرده است.

      رساندن در معنای فیزیکی و ملموس، یکی از رایج‌ترین کاربردهای این واژه است. وقتی گفته می‌شود «او من را به خانه رساند» یا «نامه را رساندم»، منظور این است که یک شخص یا شیء از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر منتقل شده است. این انتقال ممکن است توسط انسان، وسیله‌ی نقلیه یا سیستم لجستیکی انجام شود. در دنیای امروز، رساندن کالاها و خدمات بخش جدایی‌ناپذیری از سبک زندگی شده و شرکت‌های حمل‌ونقل، پیک‌های سریع و سامانه‌های سفارش آنلاین همگی حول مفهوم «رساندن» شکل گرفته‌اند. این فعل، در این زمینه، عملی قابل‌مشاهده، دقیق و هدفمند است.

      اما در سطحی عمیق‌تر، رساندن می‌تواند مفهومی باشد. کسی که حرفی را به‌خوبی "می‌رساند"، در واقع قادر است احساس، نظر، هشدار یا پیام خود را به‌درستی انتقال دهد. این نوع رساندن، نه با دست بلکه با زبان، رفتار، نگاه یا حتی سکوت انجام می‌شود. رساندن معنا یا نیت، وابسته به توانایی در برقراری ارتباط مؤثر است. یک معلم که مفاهیم را «می‌رساند»، بیش از آنکه صرفاً اطلاعات بدهد، درک و بینش را منتقل می‌کند. بنابراین، در این سطح، رساندن به فرایندی ذهنی و تعاملی تبدیل می‌شود که نیاز به درک متقابل و ظرافت دارد.

      گاهی «رساندن» به مفهوم کمک به تحقق یک هدف است. وقتی کسی گفته می‌شود که «او مرا به موفقیت رساند»، مقصود این است که کمک، حمایت یا راهنمایی او باعث رسیدن دیگری به نقطه‌ای مطلوب شده است. در این‌جا، رساندن تنها به معنای انتقال فیزیکی نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی تأثیرگذاری مثبت، راهبری یا نقش تسهیل‌کننده‌ی فردی دیگر در فرآیند پیشرفت است. این نوع رساندن، اغلب در روابط انسانی، آموزشی یا حرفه‌ای کاربرد دارد و اهمیت زیادی در رشد فردی و اجتماعی دارد.

      در برخی کاربردها، رساندن با تلاش و پیگیری معنا می‌یابد؛ مانند رساندن کاری به پایان یا رساندن چیزی به بالاترین سطح. در این موارد، این فعل از حالت صرفاً انتقالی خارج شده و با مفاهیمی چون پشتکار، نتیجه‌محوری و موفقیت گره می‌خورد. شخصی که پروژه‌ای را به نتیجه می‌رساند، معمولاً طی یک مسیر طولانی، با موانع و دشواری‌ها روبه‌رو بوده است. «رساندن» در این حالت، تصویری از تلاش مستمر و نیل به نقطه‌ی نهایی را در ذهن تداعی می‌کند.

      ارجاع به لغت رساندن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «رساندن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/رساندن

      لغات نزدیک رساندن

      • - رسانا بودن
      • - رسانایی
      • - رساندن
      • - رساندن با اشاره
      • - رساندن با کنایه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.