pen point, nib
pen point
nib
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خوشنویس زاویهی سرقلم را تنظیم کرد تا ضربهای بینقص ایجاد کند.
The calligrapher adjusted the angle of the pen point to achieve the perfect stroke.
او سرقلم قدیمی را تعویض کرد تا جریان جوهر بهتر شود.
He replaced the old nib to improve the ink flow.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سرقلم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سرقلم