آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

ضربه زدن به انگلیسی

معنی‌ها

beat, bump, belt, concuss, poke, hit, strike, swing, tap, inflict, infliction, deliver

beat

bump

belt

concuss

poke

hit

strike

swing

tap

inflict

infliction

deliver

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

عامیانه land

land

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت ضربه زدن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ضربه زدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ضربه زدن

لغات نزدیک ضربه زدن

پیشنهاد بهبود معانی