آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

فاحشه به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / faaheshe /

prostitute, whore, harlot, courtesan, strumpet, bawd, call girl, hooker, moll, streetwalker, tart

prostitute

whore

harlot

courtesan

strumpet

bawd

call girl

hooker

moll

streetwalker

tart

جنده، روسپی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

باورم نمی‌شود هنوز با آن فاحشه هستی.

I cannot believe you are still with that whore.

او اصلا شبیه فاحشه‌ها نبود.

She didn't look like a prostitute.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد فاحشه

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:

ارجاع به لغت فاحشه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «فاحشه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فاحشه

لغات نزدیک فاحشه

پیشنهاد بهبود معانی