آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴

      فهمیدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / fahmidan /

      to understand, to comprehend, to apprehend, to diagnose, to discern, to discover, to realize, to take, to read, to compass, to know, to gather, to guess, to grasp, to digest, to get, to see, to make, to conceive, to pierce, to penetrate, to notice, to infer, to appreciate, to assimilate, to ascertain, to catch, to find, to fathom, to intuit, to seize, to swallow, to dig, to figure, to smell, to feel, to spot

      to understand

      to comprehend

      to apprehend

      to diagnose

      to discern

      to discover

      to realize

      to take

      to read

      to compass

      to know

      to gather

      to guess

      to grasp

      to digest

      to get

      to see

      to make

      to conceive

      to pierce

      to penetrate

      to notice

      to infer

      to appreciate

      to assimilate

      to ascertain

      to catch

      to find

      to fathom

      to intuit

      to seize

      to swallow

      to dig

      to figure

      to smell

      to feel

      to spot

      دریافتن، درک کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      منظور مرا نفهمید.

      She did not understand my meaning.

      درست نفهمیدم چه شد.

      I hardly realized what was happening.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد فهمیدن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      ادراک دانستن درک کردن دریافتن شناختن
      مترادف:
      آگاهی یافتن مطلع شدن واقف شدن
      مترادف:
      احساس کردن باخبرشدن بوبردن خبردارشدن

      سوال‌های رایج فهمیدن

      فهمیدن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «فهمیدن» در زبان انگلیسی به understand ترجمه می‌شود.

      فهمیدن یکی از بنیادی‌ترین توانایی‌های ذهن انسان است که در تمام جنبه‌های زندگی روزمره، تعاملات اجتماعی، یادگیری، تصمیم‌گیری و رشد فردی نقش محوری دارد. این واژه، گرچه در نگاه نخست ساده به نظر می‌رسد، اما بار معنایی عمیق و چندلایه‌ای دارد. فهمیدن فراتر از دریافت اطلاعات یا شنیدن واژگان است؛ بلکه شامل درک مفاهیم، تحلیل آن‌ها، ارتباط دادن با تجارب پیشین، و نتیجه‌گیری منطقی است. به بیان دیگر، فهمیدن پلی است میان اطلاعات خام و دانش واقعی.

      در روان‌شناسی شناختی، فهمیدن با فرآیندهایی چون توجه، حافظه، استنتاج، و تفسیر معنا مرتبط است. زمانی که انسان مطلبی را می‌شنود یا می‌خواند، ذهن او به‌صورت ناخودآگاه تلاش می‌کند تا مفاهیم جدید را با ساختارهای ذهنی موجود تطبیق دهد. اگر این انطباق موفقیت‌آمیز باشد، می‌گوییم که «فهمیده است». این فرآیند نشان می‌دهد که فهمیدن، یک فعالیت منفعل نیست، بلکه کنشی پویا و وابسته به زمینه است. به همین دلیل، گاه یک جمله‌ی ساده برای فردی قابل‌درک است، اما برای دیگری مبهم یا بی‌معنا می‌ماند.

      در زمینه‌های آموزشی، فهمیدن از حفظ کردن تمایز دارد. حفظ کردن صرفاً ذخیره‌ی داده‌ها در حافظه است، اما فهمیدن به معنای ایجاد ارتباط معنادار میان داده‌ها و توانایی کاربرد آن‌ها در موقعیت‌های جدید است. معلمان و اساتید اغلب تلاش می‌کنند شاگردان خود را از سطح حفظ به سطح فهم برسانند، چرا که درک عمیق، امکان انتقال دانش به موقعیت‌های واقعی را فراهم می‌سازد. به همین دلیل در نظام‌های آموزشی پیشرفته، ارزیابی بر اساس تحلیل، نقد، و کاربرد آموخته‌ها انجام می‌گیرد نه صرف بازگویی مطالب.

      در ارتباطات انسانی، فهمیدن نقش بنیادینی در همدلی، حل تعارض، و تقویت پیوندهای عاطفی دارد. وقتی کسی می‌گوید «احساست رو می‌فهمم»، منظورش تنها شنیدن کلمات طرف مقابل نیست، بلکه تلاش برای درک تجربه‌ی درونی اوست. این نوع از فهم، که گاه از آن با عنوان «درک همدلانه» یاد می‌شود، سنگ‌بنای روابط عمیق و معنادار است. در نبود این درک، گفت‌وگوها سطحی باقی می‌مانند و سوءتفاهم‌ها افزایش می‌یابند.

      فهمیدن می‌تواند جنبه‌ای فلسفی و وجودی نیز پیدا کند. از دیرباز، فیلسوفان درباره‌ی چیستی فهم، امکان‌های آن، و حدود درک انسانی پرسش‌هایی بنیادین مطرح کرده‌اند. آیا انسان قادر به فهم کامل جهان است؟ آیا آنچه ما «می‌فهمیم» صرفاً بازتاب ذهن خود ماست؟ این پرسش‌ها نشان می‌دهد که فهمیدن، نه تنها یک توانش ذهنی، بلکه موضوعی برای تأملات عمیق معرفتی نیز هست. به همین دلیل است که این واژه، علی‌رغم سادگی‌اش، در دل خود مفاهیمی پیچیده و پرلایه را جای داده است.

      ارجاع به لغت فهمیدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «فهمیدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/فهمیدن

      لغات نزدیک فهمیدن

      • - فهمیدگی
      • - فهمیدگی و ادب
      • - فهمیدن
      • - فهمیدن با اشتیاق
      • - فهمیدن به آسانی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.