coupled, allied, joined, cognate, symmetrical, conjoined, peer, similar, match, possessed of
coupled
allied
joined
cognate
symmetrical
conjoined
peer
similar
match
possessed of
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بستگان قرین در زمان بحران حامی بودند.
The allied relatives offered support during the crisis.
اسپانیایی و ایتالیایی افعال قرین زیادی دارند.
Spanish and Italian share many cognate verbs.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «قرین» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/قرین