آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴

      مهر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / mahr /

      dowry, a marriage portion

      dowry

      a marriage portion

      صداق، مهریه، مالی که هنگام ازدواج مرد موظف به پرداخت آن می‌شود (معجل یا موجل)

      مهر و چیزهای دیگری برای او کنار گذاشتم

      I set aside a good dowry and other things for her

      پول مهر او در مغازه‌ی مادرش سرمایه‌گذاری شد.

      The money from her dowry was invested in her mother's store.

      اسم
      فونتیک فارسی / mehr /

      affection, love, caring, liking, charity, endearment, tenderness, fondness

      affection

      love

      caring

      liking

      charity

      endearment

      tenderness

      fondness

      عاطفه، عشق، عطوفت، مهربانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      مهر مادری

      motherly love

      هیچ مهری به همسرش ابراز نکرد

      He didn't show his wife any affection

      اسم
      فونتیک فارسی / mehr /

      sun, Mithra

      sun

      Mithra

      مهر, sun, Mithra
      خورشید، آفتاب، خور

      ماه و مهر

      moon and sun

      اگر ابری نبود از مهر لذت نمی‌بردیم

      If there were no clouds, we should not enjoy the sun

      اسم
      فونتیک فارسی / mehr /

      the seventh month of the Persian calendar, Mehr

      the seventh month of the Persian calendar

      Mehr

      ماه هفتم سال ایرانی

      من در مهر به دنیا آمدم

      I was born in Mehr

      مهر 30 روز دارد

      Mehr has 30 days

      اسم
      فونتیک فارسی / mohr /

      seal, stamp, punch, signet, earmark, die, emblem

      seal

      stamp

      punch

      signet

      earmark

      die

      emblem

      وسیله‌ای که از آن برای علامتگذاری اوراق استفاده می‌شود

      نامه‌ی دارای امضا و مهر

      a signed and stamped letter

      مهر سکوت بر لب نهاده، خاموش

      tight-lipped

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      مهر و موم مرسوله باز شده بود.

      The seals of the packet had been broken.

      هنگامی که قباله امضا و مهر شود، خانه به‌طورقانونی متعلق به شما خواهد بود.

      When the deed is signed and sealed, the house will be legally yours.

      اسم
      فونتیک فارسی / mohr /

      a piece of clay on which praying Moslems place their foreheads

      a piece of clay on which praying Moslems place their foreheads

      مهر نماز
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مهر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تعشق عاطفه عشق عطوفت لطف محبت مودت مهربانی
      متضاد:
      جور قهر کین
      مترادف:
      توقیع
      مترادف:
      خاتم
      مترادف:
      داغ
      مترادف:
      پرده بکارت
      مترادف:
      قالب
      مترادف:
      کیسه زر مهمور
      مترادف:
      ضبط
      مترادف:
      صداق طابع طباع کابین کاوین مهریه

      سوال‌های رایج مهر

      مهر به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مهر» در زبان انگلیسی به seal (در معنای مُهر و نشانه)، affection یا love (در معنای محبت)، و Mehr (نام ماه هفتم تقویم ایرانی) ترجمه می‌شود. این کلمه بسته به زمینه‌ی استفاده، بار معنایی متفاوتی دارد، اما همگی ریشه در فرهنگ عمیق و چندلایه‌ی ایرانی دارند.

      در معنای مادی، «مُهر» شیئی است که برای زدن نشان یا علامتی رسمی روی اسناد و نامه‌ها به کار می‌رود. این مُهر می‌تواند نمادی از اعتبار، مالکیت، یا تایید باشد. در گذشته‌های دور، شاهان، روحانیون، و بازرگانان مهرهای مخصوص خود را داشتند و هر مُهر، مانند امضا، نشان هویت فردی یا نهادی بود. هنوز هم در بسیاری از کشورهای دنیا، مُهر بخش مهمی از فرآیندهای اداری و حقوقی به‌شمار می‌آید.

      در معنای احساسی، «مهر» واژه‌ای لطیف و عمیق است که به محبت، عشق، و عطوفت اشاره دارد. مهر را می‌توان یکی از بنیادی‌ترین نیازهای روانی انسان دانست؛ نیازی که اگر تأمین شود، حس امنیت و ارزشمندی را در فرد تقویت می‌کند. مهر مادر به فرزند، مهر به میهن، یا مهر به معشوق، همگی صورت‌هایی از این احساس عمیق هستند. در ادبیات فارسی، واژه‌ی مهر به کرات در کنار کلماتی چون «وفا»، «دوستی» و «دل» آمده و در اشعار شاعران بزرگی مانند حافظ، سعدی، و مولانا جایگاه ویژه‌ای دارد.

      در تقویم ایرانی، «مهر» نام هفتمین ماه سال است که از ۲۳ سپتامبر آغاز می‌شود و با آغاز پاییز مصادف است. این ماه نماد تعادل، دانایی، و خورشید است. در اسطوره‌های ایرانی، ایزد مهر (یا میترا) خدای روشنایی، راستی و پیمان است. مهرگان، یکی از جشن‌های باستانی ایرانی، در این ماه برگزار می‌شود و ریشه‌ای دیرینه در ستایش نور، دوستی، و پیروزی نیکی بر بدی دارد.

      مهر، چه در قالب یک ابزار اداری، چه در مفهوم یک احساس انسانی، و چه به عنوان نمادی از فرهنگ و تقویم ایرانی، واژه‌ای است که لایه‌های گوناگون معنا را در خود جای داده. همین غنای مفهومی، آن را به یکی از زیباترین و پرکاربردترین واژه‌های زبان فارسی بدل کرده است؛ واژه‌ای که هم عقل را مخاطب قرار می‌دهد و هم دل را.

      ارجاع به لغت مهر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مهر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مهر

      لغات نزدیک مهر

      • - مهذب شدن
      • - مهذب کردن
      • - مهر
      • - مهر آمیز
      • - مهر امضا
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.