آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

    نر به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / nar /

    male, masculine, buck, tom-, andro-, jack-

    male

    masculine

    buck

    tom-

    andro-

    jack-

    مذکر

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    سگ نر با دیدن سگ ماده سخت برانگیخته شد.

    Upon seeing the female dog, the male dog became very excited.

    آهوی نر

    a buck deer

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    میمون نر

    a male monkey

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد نر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    فحل مذکر مرد نرینه
    متضاد:
    ماده

    سوال‌های رایج نر

    نر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «نر» در زبان انگلیسی به Male ترجمه می‌شود.

    «نر» واژه‌ای است که برای اشاره به جنسیت مذکر در میان انسان‌ها، حیوانات و حتی برخی گیاهان به‌کار می‌رود. این واژه از منظر زیست‌شناسی اهمیت زیادی دارد، زیرا تعیین جنسیت یکی از عوامل اصلی در تولیدمثل و تداوم نسل موجودات زنده است. در بسیاری از گونه‌ها، نر و ماده نقش‌های متفاوتی در فرایند تولیدمثل دارند که هر یک با ویژگی‌های جسمی، رفتاری و فیزیولوژیکی خاص خود مشخص می‌شوند.

    از منظر زیست‌شناسی، نر معمولاً مسئول تولید سلول جنسی مردانه (اسپرم) است که برای لقاح و ایجاد نسل جدید ضروری می‌باشد. در حیوانات، نرها اغلب ویژگی‌های فیزیکی یا رفتاری خاصی دارند که برای جذب ماده، دفاع از قلمرو یا حفظ نسل به‌کار می‌رود. در گیاهان نیز برخی گونه‌ها دارای گل‌های نر و ماده جداگانه هستند و نرها مسئول تولید گرده برای باروری گل‌های ماده هستند. این تفاوت‌ها نقش کلیدی در چرخه‌ی زندگی و بقای گونه‌ها دارند.

    از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی، مفهوم «نر» در جوامع انسانی با نقش‌ها و ویژگی‌های اجتماعی خاص همراه شده است. در بسیاری از فرهنگ‌ها، ویژگی‌هایی چون قدرت جسمانی، محافظت و مسئولیت‌های اجتماعی به مردان نسبت داده می‌شود. اگرچه این ویژگی‌ها الزاماً ثابت نیستند و در جوامع مدرن و برابرخواهانه، تقسیم نقش‌ها کمتر به جنسیت محدود می‌شود، اما مفهوم نر همچنان در زبان و فرهنگ‌ها نقش نمادین و تاریخی دارد.

    از نظر زبان و ادبیات، واژه‌ی «نر» گاهی به‌صورت استعاری برای اشاره به ویژگی‌هایی چون شجاعت، قدرت یا تسلط به‌کار می‌رود. در متون ادبی، نر حیوانات ممکن است نمادی از قهرمانی، حاکمیت یا پایداری در مقابل سختی‌ها باشد. این کاربردها نشان می‌دهد که واژه‌ی نر فراتر از یک مفهوم زیست‌شناختی، حامل معانی نمادین و فرهنگی نیز هست.

    «نر» واژه‌ای چندبعدی است که هم جنبه‌های زیست‌شناختی دارد و هم جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی و نمادین. این واژه نشان‌دهنده‌ی جنسیت مذکر، نقش‌های تولیدمثلی و ویژگی‌های خاص مرتبط با آن است و در عین حال، بخشی از زبان، ادبیات و فرهنگ جوامع را نیز شکل می‌دهد. اهمیت «نر» در زندگی موجودات زنده و نقش آن در فرایندهای طبیعی و اجتماعی، آن را به مفهومی بنیادین و چندوجهی تبدیل کرده است.

    ارجاع به لغت نر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «نر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نر

    لغات نزدیک نر

    • - نذری
    • - نذیر
    • - نر
    • - نر ـ ماده
    • - نر انگشت
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف به شرط آنکه با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.