همچنین میتوان از هیأت بهجای هیئت استفاده کرد.
board, group, council, commission, committee, mission, delegation
board
group
council
commission
committee
mission
delegation
فقط هیئتامنا حق دارد در این مورد داوری کند.
Only the board of trustees can adjudicate in this matter.
هیئت سیاسی
a diplomatic group
shape, form, appearance, aspect
shape
form
appearance
aspect
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این ساختمان بهخاطر هیئت معماری منحصربهفردش شناخته میشود.
The building is known for its unique architectural shape.
او به گِل کمک کرد تا هیئت زیبایی پیدا کند.
She helped the clay into a beautiful shape.
نجوم astronomy
astronomy
او هیئت را در دانشگاه مطالعه کرد.
He studied astronomy at the university.
ستارهشناسان باستان مشارکتهای مهمی در زمینهی هیئت داشتند.
Ancient astronomers made significant contributions to the field of astronomy.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «هیئت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/هیئت