vast, extensive, expansive, roomy, huge (in area), big (in area), large (in area), spacious, ample, capacious, commodious, wide
vast
extensive
expansive
roomy
huge
big
large
spacious
ample
capacious
commodious
wide
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پژوهشهای موجود بیشتر بر تطبیق دستخطها و همنگاشتها تمرکز دارند که نتایج آنها بسیار وسیع است.
Existing researches mostly focus on the collation and variorum, the results of which are quite ample.
دنیای مجازی وسیع و دائماً درحال تحول است.
The cyber world is vast and constantly evolving.
دشت وسیع در اطراف شهر
the wide champaign around the city
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «وسیع» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وسیع