آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۷ تیر ۱۴۰۴

    کارآموزی به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / kaar[']aamoozi /

    training, probation

    training

    probation

    پزشکی internship

    internship

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج کارآموزی

    کارآموزی به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «کارآموزی» در زبان انگلیسی به internship ترجمه می‌شود.

    کارآموزی دوره‌ای موقت و ساختارمند است که افراد، معمولاً دانشجویان یا فارغ‌التحصیلان، برای کسب تجربه‌ی عملی در یک حوزه‌ی خاص از آن استفاده می‌کنند. این دوره معمولاً در سازمان‌ها، شرکت‌ها یا نهادهای دولتی برگزار می‌شود و هدف آن آشنایی کارآموز با محیط واقعی کار، توسعه‌ی مهارت‌های حرفه‌ای و تقویت ارتباط میان دانش تئوریک و تجربه‌ی عملی است. کارآموزی به‌ویژه برای افرادی که به‌تازگی وارد بازار کار می‌شوند، نقطه‌ی شروعی مؤثر و ضروری تلقی می‌شود.

    یکی از مزایای اصلی کارآموزی، فراهم آوردن فرصت یادگیری در فضایی واقعی و تعاملی است. در این دوره‌ها، کارآموزان از طریق انجام پروژه‌ها، شرکت در جلسات، تعامل با همکاران و استفاده از ابزارهای واقعی کار، به‌تدریج با ساختار و فرآیندهای حرفه‌ای آشنا می‌شوند. همچنین، آن‌ها فرصت دارند که مهارت‌های نرم مانند کار تیمی، مدیریت زمان، ارتباط مؤثر و حل مسئله را در عمل تجربه کنند؛ مهارت‌هایی که بسیاری از آن‌ها در آموزش‌های دانشگاهی به‌صورت مستقیم آموزش داده نمی‌شود.

    کارآموزی نقش بسیار مهمی در افزایش اشتغال‌پذیری (employability) دارد. بسیاری از کارفرمایان ترجیح می‌دهند افرادی را استخدام کنند که قبلاً تجربه‌ی کارآموزی در همان صنعت یا شغل داشته‌اند، چرا که این افراد با فضای کاری آشنا بوده و احتمالاً نیاز به آموزش کمتری دارند. از سوی دیگر، کارآموزی برای خود فرد نیز فرصتی مناسب برای شناخت علاقه‌ها، توانمندی‌ها و حتی ضعف‌های خود در حوزه‌ی کاری موردنظر است. در برخی موارد، افراد پس از یک دوره‌ی کارآموزی به این نتیجه می‌رسند که باید مسیر حرفه‌ای خود را تغییر دهند یا تخصص دیگری را دنبال کنند.

    از نظر ساختار، کارآموزی می‌تواند به صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت، با حقوق یا بدون حقوق برگزار شود. در برخی کشورها، دوره‌های کارآموزی بدون حقوق امری رایج است، هرچند که در سال‌های اخیر این موضوع مورد انتقاد قرار گرفته و قوانین حمایتی برای پرداخت دستمزد به کارآموزان تصویب شده است. همچنین برخی دانشگاه‌ها برای اخذ مدرک، گذراندن یک دوره‌ی مشخص کارآموزی را الزامی می‌دانند و آن را بخشی از برنامه‌ی درسی در نظر می‌گیرند. این امر نشان‌دهنده‌ی اهمیت روزافزون تجربه‌ی عملی در آموزش‌های رسمی است.

    کارآموزی نه‌تنها در ایجاد مهارت و تجربه بلکه در گسترش شبکه‌ی ارتباطی (networking) فرد نیز بسیار مؤثر است. کارآموزان با حضور در محیط‌های کاری واقعی، با افراد متخصص و حرفه‌ای آشنا می‌شوند، توصیه‌نامه‌های ارزشمند دریافت می‌کنند و گاهی حتی پس از اتمام دوره به‌طور رسمی استخدام می‌شوند. به‌همین دلیل، انتخاب محل کارآموزی، نحوه‌ی عملکرد در این دوره و تعامل مؤثر با دیگران، می‌تواند مسیر شغلی فرد را به‌طور قابل‌توجهی شکل دهد.

    ارجاع به لغت کارآموزی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «کارآموزی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کارآموزی

    لغات نزدیک کارآموزی

    • - کارآموز کشیشی
    • - کارآموزش
    • - کارآموزی
    • - کارآموزی کردن
    • - کارآیی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد بازرگانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.