آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      کش به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / kesh /

      elastic band, elastic, rubber band, india rubber, flexibility

      elastic band

      elastic

      rubber band

      india rubber

      flexibility

      نوار کشسان
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      او از یک کش برای بستن کاغذها به هم استفاده کرد.

      He used a rubber band to bend the papers together.

      او موهایش را با کش به عقب بست.

      He wore his hair back with an elastic band.

      اسم
      فونتیک فارسی / kesh /

      drawing, pull

      drawing

      pull

      فرآیند کشسانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      کش در این ماده باعث کشیدگی آن می‌شود.

      The drawing in this material causes it to elongate.

      ورزش‌کار هنگام کشش، کش تاندون را احساس کرد.

      The athlete felt the pull of the tendon during the stretch.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / kesh /

      ادبی whose, he whose

      whose

      he whose

      که او را

      با مردی ملاقات کردم کش صدایش بسیار آشنا بود.

      I met a man whose voice was very familiar.

      کش دلش پاک است، در هر طوفانی آرامش می‌یابد.

      He whose heart is pure will find peace in any storm.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: draw, stretch, pull)

      a combining form

      امتداددهنده

      خط‌کش

      ruler

      نقشه‌کش

      drawer

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: bearer, doer)

      a combining form

      کِشنده

      خبرکش

      gossip

      زحمت‌کش

      toiler

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: rubber, sweep)

      a combining form

      مالنده

      جاروکش

      sweeper

      دستمال‌کشی

      wiping

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: extract, presser)

      a combining form

      استخراج‌کننده

      (کشتی یا کامیون) نفت‌کش

      an oil tanker

      روغن‌کش

      oil presser

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: cover)

      a combining form

      پوشاننده

      دستکش

      glove

      روکش

      coverlet

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: inhaler)

      a combining form

      مصرف‌کننده‌ی دود

      سیگارکش

      smoker

      تریاک‌کش

      opium-smoker

      پسوند
      فونتیک فارسی / -kosh /

      a suffix (means: -cide, killer)

      a suffix

      کُشنده

      غذای ارگانیک بدون استفاده از آفت‌کش‌ها یا کودهای مصنوعی تولید می‌شود.

      Organic food is produced without synthetic pesticides or fertilizers.

      آدم‌کش

      homicide

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کش

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بیغوله کنج گوشه
      مترادف:
      بر پهلو سینه کنار
      مترادف:
      آغوش بغل
      مترادف:
      خوش نیک نیکو

      سوال‌های رایج کش

      کش به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کِش» در زبان انگلیسی بسته به کاربردش معادل‌های مختلفی دارد.

      در رایج‌ترین حالت، اگر منظور کش پلاستیکی باشد که برای بستن اشیاء یا مو استفاده می‌شود، معادل آن rubber band یا elastic band است. اگر کش در لباس به کار رود، مانند کش شلوار یا کش جوراب، معمولاً از واژه‌ی elastic استفاده می‌شود. در برخی موارد، اگر به عمل کشیدن اشاره شود، ممکن است واژه‌هایی مثل stretch یا pull به‌کار بروند.

      «کِش» یکی از اشیای ساده اما بسیار پرکاربرد در زندگی روزمره است. این وسیله‌ی کوچک اغلب از مواد لاستیکی یا ترکیبات الاستیک ساخته می‌شود و قابلیت کشسانی بالایی دارد. ویژگی اصلی کش آن است که در حالت عادی کوچک و فشرده است، اما با اعمال نیرو، کش می‌آید و دوباره به حالت اول بازمی‌گردد. همین خاصیت ارتجاعی آن باعث شده کاربردهای فراوانی داشته باشد، از بسته‌بندی گرفته تا استفاده در لوازم شخصی و حتی صنایع مختلف.

      در خانه، کش را می‌توان برای بستن کیسه‌ها، نگهداری وسایل، یا حتی مرتب کردن کابل‌ها به‌کار برد. کش مو نیز برای بستن و آرایش موها به‌ویژه در میان کودکان و نوجوانان بسیار رایج است. این کش‌ها معمولاً نرم‌تر و لطیف‌تر از کش‌های صنعتی هستند تا به مو آسیب نرسانند. در لباس‌ها نیز کش نقشی اساسی در ایجاد راحتی دارد؛ مثلا کمر شلوارهای راحتی، لباس زیر، یا جوراب‌ها اغلب با استفاده از نوارهای کشی طراحی می‌شوند تا بدون نیاز به دکمه یا زیپ، به بدن بچسبند.

      کش همچنین در زمینه‌ی آموزشی و هنری نیز کاربرد دارد. در برخی بازی‌ها، فعالیت‌های کلاس درس یا حتی کاردستی‌ها، از کش برای ساخت ابزار ساده یا ایجاد حرکات فیزیکی استفاده می‌شود. حتی برخی آزمایش‌های علمی ساده در مدارس با استفاده از کش طراحی می‌شوند تا مفاهیمی مانند انرژی پتانسیل یا نیرو را توضیح دهند. در صنعت، کش‌ها در دستگاه‌های بسته‌بندی، تجهیزات کشاورزی و خطوط تولید نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

      جالب است که در زبان فارسی، کلمه‌ی «کش» نه‌تنها به خود وسیله اشاره دارد، بلکه در قالب افعال یا اصطلاحات نیز ظاهر می‌شود. مثلا در عباراتی مثل «کِش آمدن» یا «کِش دادن بحث» از این واژه به‌طور استعاری برای نشان دادن طولانی شدن یا ادامه پیدا کردن چیزی استفاده می‌شود. این کارکرد استعاری باعث شده کلمه‌ی «کش» جایگاه خاصی در بیان غیررسمی و محاوره‌ای فارسی داشته باشد.

      با وجود سادگی ظاهر، کش به‌عنوان نماد انعطاف، تطبیق‌پذیری و پایداری در ذهن انسان نقش بسته است. خاصیتی که در بسیاری از موقعیت‌های زندگی – از لباس و بسته‌بندی تا زبان و استعاره – حضوری بی‌صدا ولی همیشگی دارد.

      ارجاع به لغت کش

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کش

      لغات نزدیک کش

      • - کسی گذاشتن
      • - کسینوس
      • - کش
      • - کش آمدگی
      • - کش آمدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      electro embryo ex euro at b bi broncho chromo d GEO IM inter intro is گرداگرد چاشت حیف جور توبه‌نامه رغبت رخش زادگاه نزاکت همدل آرزومندی افسوس پیرامون تفخیذ دمادم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.