آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

کناری به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم صفت
فونتیک فارسی / kenaari /

side, sideway, lateral, littoral, borderline, axillary, axillar, corner, peripheral, parietal, marginal

side

sideway

lateral

littoral

borderline

axillary

axillar

corner

peripheral

parietal

marginal

در کنار، جنبی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

شاخه‌های کناری درخت

the lateral branches of a tree

در بسیاری از کلیساها راهروهای کناری با یک ردیف طاق از راهروی مرکزی جدا می‌شوند.

In many churches the side aisles are separated from the central aisle by a row of arches.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت کناری

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «کناری» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کناری

لغات نزدیک کناری

پیشنهاد بهبود معانی